باز باران...

باز باران !

نه نگوییم با ترانه

می سرایم بی ترانه

جور دیگر

باز باران ،

بی ترانه دانه دانه

میخورد بر روح و جسمم

بی ترانه

در هوای بی پرنده

در کنارت می سرایم

عشق من تو

عمر و هستی

دین و مستی

هر چه دارم مال تو

باز باران،

با صدای گرم احساس

با نفس های ستاره

با نگاهش

با صدایش

داد میزد

چشم مستش

من دویدم

من پریدم

روح سردم

گرم میشد

دست سردم

لمس میشد

تا به اعماق نگاهش

با نوشته با کلامش

میبرد با خود مرا

در کرانها، آسمان ها

در پس ابر

دوستش دارم همیشه

خالصانه .



ماه محرم

اي منتظران مهدي به گوش باشيد

حسين به دست منتظرانش كشته شد

من رای میدهم...

من رای میدهم
به کسی که قول دهد
تمام خیابانهای این شهر را
و خاطره هایش را
عوض کند


درد عشق

ایــــــن روزها . . .

هـــــــر نفـــس ، درد اســـت کـــﮧ میکشـــم در نبــــــــودت


"اے کــاش یا بـــــــــــودے، یـا اصـــلا نبودے !!!


ایـــــن كــﮧ هســـتی و کنــــارمنیســــتی ، دیـــــــــوانــﮧ ام مے کنــد"


بــِ ــفَــــــهم بے انصــــــاف !!!

درد عشق


واحد سنجش دلتنگی

واحد سنجش دلتنگی چی میتونه باشه؟
نگاه به موبایل بر ثانیه
یا پك به سیگار
زانو های بغل كرده
یا نگاه به عكس پر از خاطره !

واحد سنجش دلتنگی